تحولات منطقه

با نزدیک شدن انتخابات اسرائیل، ائتلافی ناهمگون برای کنار زدن بنیامین نتانیاهو شکل گرفته است؛ اما وابستگی مخالفان به آرای احزاب عربی و چرخش جامعه به سمت راست، این پرسش را مطرح می‌کند که آیا حذف نتانیاهو واقعاً به تغییر سیاست‌های اسرائیل خواهد انجامید؟

سقوط نتانیاهو؛ پیروزی مخالفان یا بازآرایی راست اسرائیل؟
زمان مطالعه: ۳ دقیقه

در آستانه انتخابات جدید در سرزمین‌های اشغالی، یک هدف مشترک تقریباً تمام جریان‌های سیاسی را به هم نزدیک کرده است؛ پایان دادن به دوران بنیامین نتانیاهو. اما در پس این اجماع ظاهری، تناقضی عمیق نهفته است؛ تناقضی که می‌تواند نه به تغییر مسیر سیاست اسرائیل، بلکه به تقویت دوباره جریان راست منجر شود.

مخالفان نتانیاهو از چپ‌گرایان سکولار تا محافظه‌کاران ناراضی و احزاب عربی را در بر می‌گیرند، اما این ائتلاف گسترده بیش از آنکه بر یک برنامه سیاسی مشترک استوار باشد، بر مخالفت با یک فرد بنا شده است. همین مسئله باعث شده است که پرسش اصلی انتخابات آینده نه «چه کسی جایگزین نتانیاهو می‌شود؟» بلکه «چه نوع حکومتی پس از او شکل خواهد گرفت؟» باشد.

احزاب عربی؛ ضروری اما نامطلوب

یکی از مهم‌ترین تناقض‌های سیاست تل‌آویو در سال‌های اخیر، جایگاه احزاب عربی بوده است. این احزاب از نظر عددی برای تشکیل هر ائتلافی اهمیت دارند، اما از نظر سیاسی همچنان با بی‌اعتمادی و طرد مواجه هستند. پس از عملیات طوفان الاقصی و چرخش بیشتر افکار عمومی به سمت راست، هزینه سیاسی همکاری آشکار با احزاب عربی افزایش یافته است.

در چنین فضایی، افرادی مانند «نفتالی بنت» صراحتاً تشکیل دولتی صرفاً صهیونیستی را مطرح می‌کنند و هرگونه مشارکت احزاب عربی را رد می‌کنند. در مقابل، بخشی از مخالفان نتانیاهو معتقدند بدون حمایت این احزاب، کنار زدن او تقریباً غیرممکن است.

این وضعیت، احزاب عربی را در موقعیتی متناقض قرار داده است؛ آن‌ها برای تعیین سرنوشت قدرت لازم هستند، اما همچنان از دایره مشروعیت سیاسی کامل خارج نگه داشته می‌شوند. همین مسئله نشان می‌دهد که بحران کنونی اسرائیل تنها یک بحران انتخاباتی نیست، بلکه به مسئله عمیق‌تر هویت سیاسی و قومی رژیم گره خورده است.

منصور عباس و سیاست معامله‌محور

در میان رهبران عرب، «منصور عباس» بیش از دیگران توانسته از این وضعیت به نفع خود بهره‌برداری کند. او برخلاف بسیاری از سیاستمداران عرب اسرائیل، سیاست را نه عرصه تقابل ایدئولوژیک، بلکه میدان معامله و کسب امتیاز می‌بیند.

عباس در سال ۲۰۲۱ با حمایت از ائتلاف نفتالی بنت و یائیر لاپید نقشی کلیدی در کنار زدن نتانیاهو ایفا کرد و به عنوان «پادشاه‌ساز» شناخته شد. از آن زمان تاکنون نیز تلاش کرده تمامی گزینه‌ها را برای همکاری با جریان‌های مختلف باز نگه دارد.

راهبرد او شباهت زیادی به احزاب مذهبی یهودی دارد؛ حمایت سیاسی در ازای دریافت بودجه و امتیازات مشخص برای جامعه عربی. در کنستی که هیچ بلوکی به اکثریت قاطع دست نمی‌یابد، حتی چند کرسی محدود می‌تواند سرنوشت دولت را تعیین کند. به همین دلیل، قدرت واقعی عباس نه در تعداد نمایندگانش، بلکه در توانایی او برای جابه‌جا کردن توازن قدرت نهفته است.

تغییر چهره، تداوم مسیر

با وجود همه تلاش‌ها برای حذف نتانیاهو، شواهد نشان می‌دهد که رفتن او لزوماً به معنای تغییر بنیادین در سیاست اسرائیل نخواهد بود. جامعه اسرائیل پس از جنگ غزه و تحولات دو سال اخیر بیش از گذشته به سمت راست متمایل شده و بسیاری از چهره‌های مطرح اپوزیسیون نیز در موضوعات امنیتی و ملی تفاوت چشمگیری با اردوگاه نتانیاهو ندارند.

تجربه سال‌های ۲۰۱۹ و ۲۰۲۰ نیز همچنان در حافظه رأی‌دهندگان باقی مانده است؛ زمانی که احزاب عربی از بنی گانتز برای تشکیل دولت حمایت کردند، اما در نهایت او با خود نتانیاهو وارد دولت ائتلافی شد. همین تجربه باعث شده است بخشی از رأی‌دهندگان نسبت به ائتلاف‌های تاکتیکی و وعده‌های تغییر بدبین باشند.

از این رو، انتخابات پیش رو شاید بیش از آنکه درباره پایان یک دوران باشد، درباره نحوه مدیریت دوران پس از نتانیاهو است. حتی اگر او از قدرت کنار برود، ساختار سیاسی‌ای که طی سال‌ها شکل داده است همچنان پابرجا خواهد ماند. در چنین شرایطی، خطر اصلی برای مخالفان این است که حذف نتانیاهو به جای گشودن فصلی تازه، صرفاً به ظهور نسخه‌ای منعطف‌تر و کم‌هزینه‌تر از همان سیاست‌های راست‌گرایانه منجر شود.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha